X
تبلیغات
نماشا
رایتل


شنبه 18 مرداد‌ماه سال 1393
تولد

در زاد روز میلادت

گم می شوم

      بین قطره های بارانی که

              تو را برای من از آسمان می آورند

و دوباره متولد می شوم

نوزادتر از تو

           از نبض ثانیه های تب دار آمدنت

خدا در گوش های من! اذان می گوید

و من

      شیدا تر از تمام قاصدک های زمین

               در گوش تو از عشق می گویم...


                                 17مرداد93- جاده مشهد اصفهان


|| پله پله بالارفتنت از نردبان موفقیت و سر افرازی افتخار من است. موفقیت بیشترت را آرزومندم...


|| خدای دقیقه های بارانی زندگی من! نیازی به اثبات برای مترسک ها ندارم چرا که تو خود همه را بسی. هماره شاهد بوده ای که هرگز برای کسانیکه در حقم ظلم کرده اند بد نخواسته ام. حتی برای آنانکه چشم دیدن شادی و خوشبختی امروزم را ندارند... شکسته ام اما خیلی زود به تو بخشیده ام و سکوت کرده ام. و تنها تو میدانی من نه تنها برای لحظه ای فکر آزارشان را نداشته ام بلکه سعی کردم با گذشت، روی سیاهی آن ها را بپوشانم. چرا که درد روزهای سختی و تنهایی بخشی از گذشته ام را تنها با تو قسمت کرده ام و بس. اما وقتی پای شکسته های قلب معشوقم به میان می آید ناچارم تو را به شکسته های دل غریب یک دخترک تنها قسم دهم چشم هایت را ببندی به روی چشم هایی که به روی خوبی هایم چشم بستند...


|| دوری از آقای پنجره های خیس اجابت سرزمین ما، به تب تلخ لاله آتشینی می ماند که منتظر شکفتن است. بالاخره گوشه چشمی هم به من جا مانده از غافله شد و چند روز گذشته مهمان آقای آبی سرزمینمان بودم. رویایی کوتاه که برای دیدار دوباره بیتاب ترم کرد...




167079


کلیه ی اشعار و متون وبلاگ متعلق به "سمانه اسحاقیان)"میباشد و هر گونه کپی برداری یا استفاده از آن، طبق قوانین حق نشر، پیگرد قانونی دارد


در این بخش از کدهای مختلف مورد نیاز وبلاگ استفاده شده است و تبلیغات گنجانده شده در آن ها مورد تایید یا رد بنده نمی باشد: