X
تبلیغات
رایتل


چهارشنبه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1390
مرور دردها

 

 

|| پیچک های دعایتان که حنجره ی زمان را فشرد، مرا هم دعا کنید... 

|| از خواب عمیق غصه هایم بر می خیزم... میان شیدایی دست هایت وضو می گیرم... پنجره های خیس اجابت، مرا میخوانند... 

|| تمام خاکستری رنجوری که در شعر بالا میبینید ناشی از یک مساله ی ساده است: ماه هاست تلاش میکنم اما خاک خشک این سرزمین مرا رها نمی کند تا در آسمان او پرواز کنم... "با انتقالی کارم موافقت نمی شود". متنفرم! از این قانون ها که نه درد را میفهمند و نه دل. و در هر ماده ی آن مترسک ها ناهار میدهند!

حالت تایپ شده شعر

دوشنبه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1390
دوباره...

 

 

|| ... البته در اصل قرار بود باد که کاغذ های دفترم را برای ماهورها ببرد بازگردم! اما انگار بادهای مخالف هم بسیارند!... شاید هم نوشتن یادم رفته بود! پس مظلومیت قلمم را میبوسم و دوباره از دل می نویسم... 

|| امور بسیار و وقت اندک!! 

|| این روزها بزرگترین ریسک زندگی ام را انجام میدهم...

حالت تایپ شده شعر



169223


کلیه ی اشعار و متون وبلاگ متعلق به "سمانه اسحاقیان)"میباشد و هر گونه کپی برداری یا استفاده از آن، طبق قوانین حق نشر، پیگرد قانونی دارد


در این بخش از کدهای مختلف مورد نیاز وبلاگ استفاده شده است و تبلیغات گنجانده شده در آن ها مورد تایید یا رد بنده نمی باشد: