X
تبلیغات
نماشا
رایتل


سه‌شنبه 1 دی‌ماه سال 1388
آخرین یلدا!...

 

                                شب یلدای 1388 - 1:45 بامداد

 

 خدایا* :  

 تو رو از خاطرم برده تب تلخ فراموشی                        دارم خو می کنم با این فراموشی و خاموشی

چرا چشم دلم کوره ؟ عصای رفتنم سُسته                 کدوم موج پریشونی تو رو از ذهن من شسته؟ 

خدایا فاصله ات تا من خودت گفتی که کوتاهه              از اینجا که من ایستادم چقدر تا آسمون راهه؟

من از تکرار بیزارم ، از این لبخند پژمرده                       از این احساس یاسی که تو رو از خاطرم برده 

به تاریکی گرفتارم ، شبم گم کرده مهتابو                   بگیر از چشمای کورم عذاب کهنه ی خوابو

چرا گریه ام نمی گیره مگه قلب من از سنگه؟              خدایا من کجا میرم ؟ کجای جاده دلتنگه؟                   

میخوام عاشق بشم اما تب دنیا نمی ذاره                 سر راه بهشت من درخت سیب میکاره

 

*متاسفانه نام شاعر را نمیدانم اما ترانه ایست دلنشین  و آشنا با صدای علی لهراسبی.که به دلیل قرابت عجیب حس این ترانه با هوای من و حرف های دلم آن را نوشتم... از اینجا می توانید آن را دانلود کنید.

 

+ هفته ی گذشته شعرخوانی دیگری در شبکه استانی داشته ام که ظاهرا در هفته جاری یا آینده پخش خواهد شد. زمان دقیق پخش آن را نپرسیدم و البته اهمیتی هم ندارد! این هم چون آن بقیه خواهد بود که خود موفق به دیدنش نشدم. این هم اهمیتی ندارد! این روزها قلمم را میشکنم اما شعرهایم را بر کاغذ نمی آورم . بغضم را فرو می خورم اما باران را به تنهایی هایم راه نمی دهم. برای خودم متاسفم و مدام به این فکر می کنم که : "چقدر به خودم ظلم می کنم" . (لطفا این را به عشق و دلدادگی ام ربط ندهید که جای او جایی فراتر از لابلای شعرهایم است) 

+ یلدا را برای همیشه از مناسبت های زندگیم حذف کردم!    

+ در این شب ها که هر کس روزنی از نور می یابد ، برای غربت قلبم دعایی با حسین(ع) گویید...




167079


کلیه ی اشعار و متون وبلاگ متعلق به "سمانه اسحاقیان)"میباشد و هر گونه کپی برداری یا استفاده از آن، طبق قوانین حق نشر، پیگرد قانونی دارد


در این بخش از کدهای مختلف مورد نیاز وبلاگ استفاده شده است و تبلیغات گنجانده شده در آن ها مورد تایید یا رد بنده نمی باشد: