X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل


شنبه 2 آبان‌ماه سال 1388
آبان...

میان بستر خیس شب

    باران برای پنجره نجوا می کرد

         دردهای حوزه ی چشم های مرا

              وقتی در انتهای ایوان قلبم

                  خورشید احساس خفگی می کرد!

_ کاش در می زدی رامین!

شب ، اتاقم را تسخیر کرده است

هیچ صبحی در ترجمان خود

برای دوری و دلدادگی معادلی ندارد...

 

|| دوباره آبان رسید... به یاد 19 آبان 84 که گریز باد پاییزی بر چهره ی خشکیده ی تنهایی ام برگ همیشه ساکن روزهایم را به زیباترین شکل برگرداند...




167079


کلیه ی اشعار و متون وبلاگ متعلق به "سمانه اسحاقیان)"میباشد و هر گونه کپی برداری یا استفاده از آن، طبق قوانین حق نشر، پیگرد قانونی دارد


در این بخش از کدهای مختلف مورد نیاز وبلاگ استفاده شده است و تبلیغات گنجانده شده در آن ها مورد تایید یا رد بنده نمی باشد: