X
تبلیغات
نماشا
رایتل


جمعه 1 شهریور‌ماه سال 1387
ملکه ی ذهن

ملکه ی ذهنم که میشوی

پادشاه هستی ام عاشق می شود

افکارم درچین پیراهنت گم می شود

غرورم زیرپاشنه ی بلورین کفش هایت میشکند

نگاهم در عمق نگاهت گم می شود...

ملکه ی ذهنم که می شوی

رودهای جغرافیای دلدادگیم

طغیان می کنند

و محصول مزرعه های دنیایم را

با خود می برند

خورشید کویرسرزمینم

از تابش برنگین تاجت

شرمسار میگردد

پایین بیا از اسب رویاهایم

بگیر دست هایم

که بسیارخسته ام...

پینوشت1: کابوسی سه ساله ، "با لطف خدا" به رویایی شیرین و باور نکردنی بدل شد. گلبرگ یاسی روی سطح آب، زیر نور درخشید... خدا خندید... سجده کردم...

روی کاغذی نوشتم: "با خدا باش، پادشاهی کن" و روی دیوار چسباندم.

پینوشت 2: پله پله تا ملاقات خدا می روم... و هر پله صعود ، صبوری بیشتری می طلبد...




167079


کلیه ی اشعار و متون وبلاگ متعلق به "سمانه اسحاقیان)"میباشد و هر گونه کپی برداری یا استفاده از آن، طبق قوانین حق نشر، پیگرد قانونی دارد


در این بخش از کدهای مختلف مورد نیاز وبلاگ استفاده شده است و تبلیغات گنجانده شده در آن ها مورد تایید یا رد بنده نمی باشد: