X
تبلیغات
رایتل


سه‌شنبه 17 اردیبهشت‌ماه سال 1387
حادثه ی این خاک غریب...

کوچه در کوچه ی این خاک غریب

بوی چشمان تو را میدهد ای سبزترین

حسرت شاخه ی سیبی به دلم مانده شدید

که بیایی

و بچینی

و به دستان پر از خالی من هدیه کنی...

شهر آن زردترین خاطره های مسلول

بعدِ جریانِ نفس های ترت

بعدِ پیدایشِ آن حادثه ی روحانی

بوی باران، عطش سرخ شقایق دارد

شهر گرم نفس حادثه ها

در کویر دل بیتاب پر از غصه ی من

بارش پاک دو چشمان تو را میطلبد

با توام سبزترین!

15شهریور87

بیرجند

 

||| این پست را میبایست دیروز که سالروز بسیار مهمی برایم بود می نوشتم. منتها درگیری کار و عدم     دسترسی به نت مرا از برنامه ام عقب انداخت. دیروز که... دخترک قصه بیدار می شود... آسمانه می شود...

 

||| نه نگاهم سرد است

    نه دلم پژمرده

    گرمی شعله ی دلدادگیت

    به دو چشمان حریصم افق برتر رویا داده

    کمی از عمق نگاهم بگذر

    جز دل و عشق تو آیا خبری در راه است؟!!

                                       ۱۷شهریور۸۷

 

||| بیوگرافی، گزیده ای از اشعار و اطلاعاتی دیگر راجع به بنده را در روزنامه ی "خراسان جنوبی" مورخ امروز می توانید مطالعه بفرمائید.


سه‌شنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1387
به تو که می اندیشم...

به تو که می اندیشم

زلال هماره ی بازتاب نور

غبار پنجره ها را میگیرد

دلم سفر می کند

تا فراسوها

و حس مبهمی که قادر است

دل سنگ ها را بشکافد

کسی زنده بر دار است!

و راز عروجش را

کسی نه دانست و نه فهمید

و نخواه"ند" فهمید

به تو که می اندیشم

کمی آن سوتر از آن حادثه ی روحانی

پای پرچین بیداری شب

بوته ی رازقی ای می روید

و در آن ثانیه ی رویش خود

در گوش زمان

گریه کنان می گوید:

آه... کو مونس من؟

 

 

|‌|| لطفا برای مکاتبه با بنده فقط ایمیل ارسال فرمائید. به دلیل عدم دسترسی به مسنجر قادر به پاسخگویی آفلاین های شما نخواهم بود.

 |‌|| آرام آرام 16 اردیبهشت نیز فرا میرسد و خدا را بر تقدیر زیبایی که عطایم کرد بیش از پیش شاکرم...




169091


کلیه ی اشعار و متون وبلاگ متعلق به "سمانه اسحاقیان)"میباشد و هر گونه کپی برداری یا استفاده از آن، طبق قوانین حق نشر، پیگرد قانونی دارد


در این بخش از کدهای مختلف مورد نیاز وبلاگ استفاده شده است و تبلیغات گنجانده شده در آن ها مورد تایید یا رد بنده نمی باشد: