X
تبلیغات
نماشا
رایتل


چهارشنبه 3 بهمن‌ماه سال 1386
جامدات بدون حجم!

کسی از دوری چشم و دلم نمی داند...

و همیشه

       کوه ها نادان بوده اند

چون پروانه را با دید خود تعبیر می کنند

و من می دانم که روزی سایه ها را سنگسار می کنند

آینه را هم همین کدورت مغز بد نام کرد

داغ شقایق را هم

         همین ها نیشتر زدند...

و من از همه ی جامدات بدون حجم متنفرم!

از همه ی آن تابلوهای دروغگو

از تمام دقایق بی ثانیه

پائیز 1385

 

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

 

خسته ام... خسته از این تکرارهای بی تو... خسته از این ثانیه های آزمند پر از درد... این ثانیه ها که در مکاتب غربت زدگی تنها تزریق غصه آموخته اند و بس. این ثانیه های نادان که دانایی خاموششان را سال های پیشین در گورستان سنت زدگی مدفون کرده و جا گذاشته اند...

این روزها... هوای آسمان دلم ابریست... ابرهایی که نه میبارند و نه میروند... گویی ماموریت یافته اند تا شب زدگی را تلقین لحظه هایم کنند... دلم بسیار گرفته است... و چه نادانند این حشره های سرمازده که آوای شومشان را نحسی آستان خوشی هایم کرده اند... بال هایشان را خواهم شکست!

آهای شما که اجابت بارانی دست هاتان تا خدا میرود... برای شادی هایم دعا کنید...

26/10/86

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

 

باز بوی محرم می آید و بوی رحمت... و بوی خدا که حقیقت نهایی عشق است و هر آنچه در زمین نام "عشق" بر آن می نهیم تنها به شرطی حقیقی است که غایت، اوباشد و بس.

این روزها سپیدی زمین و سیاهی تن و سرخی روان، تصویر شفافی از جامعیت عشق بر شهرها نقش زده است. و اما...هر هیئتی که می آید و هر سینه زنی را که میبینم در دل به این می اندیشم که آیا برای تشنگی حسین بر سر و سینه میزند یا برای تنهایی و مظلومیت یک سردار دین؟

چه بسیار نذرها که از حسین(ع) گرفتم و یادم باشد که به حرمت آن ها رازقی وار...

28/10/86

 

 

پینوشت1: حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود..، اما افسوس که به جای افکارش زخم‌های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین درد او را بی ‌آبی معرفی کردند! (دکتر شریعتی)

 

پینوشت2: "درد" است که در ایام سر آمدن انتظار ... آن هنگام که فاصله و تقدیر را دیوانه می کنی... آن هنگام که عاشقانه در چشمانت می نگرد و شادی را در نگاه تو می کاود... نتوانی به لحظه ی بودنش بیندیشی و اندیشه ی آغاز انتظاری دیگر را بخش کنی... سرطان درماندگی می آورد!

 اما... خوب میدانم که تمام میشود این ثانیه های دردمند انتظار...

 

...پینوشت۳: همیشه از سنت ها گریزان بوده ام




167079


کلیه ی اشعار و متون وبلاگ متعلق به "سمانه اسحاقیان)"میباشد و هر گونه کپی برداری یا استفاده از آن، طبق قوانین حق نشر، پیگرد قانونی دارد


در این بخش از کدهای مختلف مورد نیاز وبلاگ استفاده شده است و تبلیغات گنجانده شده در آن ها مورد تایید یا رد بنده نمی باشد: