X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل


چهارشنبه 30 آبان‌ماه سال 1386
بیقرار

باز بیقرارم

و از حوصله ی درها و پنجره ها

و همه ی روزن ها

        اخراج شده ام

باز کسی در گوش رازقی

        زمزمه ی درماندگی میخواند

چشمانم میبارند

        بی مهابا

و این اتاق چقدر کوچک است...

کسی از ایوان

    نام مرا

          به نام مقدس "او" میزند صدا

و این اتاق تنگ تر میشود

و چشم هایم که... باز...

و عبور بیصدای سایه ها

   باز

      مرا

           در خود

                 می... میراند

روی دیوار کسی طرح زنجره میکشد

             و گوش هایم صدا میدهند

فریاد میکشم

و درد افکارم را

        کسی به گوش آسمان میرساند

                             آسمان میبارد...

 

مسافر باران

28آبان 86

 

دو روز پیش یعنی 28 آبان، دومین جشنواره ی سراسری "شعر جوانه های رضوی" در بیرجند برگزار شد. از آنجائیکه خراسان جنوبی و بیرجند میزبان آن بود، حیفم آمد حداقل به عنوان یک هم استانی از این جشنواره سخن نگویم. البته بنده به دلیل گرفتاری ، فقط توانستم در مراسم اختتامیه شرکت نمایم. این مراسم در سالن آمفی تئاتر مجلل اداره ی ارشاد برگزار شد. پس از مداحی و ایراد سخنرانی هائی توسط سخنرانان مختلف، چند تن از شاعران جوان و نوجوان، اشعار به حق زیبای خود را قرائت نمودند. نهایتا نیز پس از بیانیه ی هیئت داوران، به شش نفر از هر رده ی سنی که عبارت از نوجوانان و جوانان بود، تندیس جشنواره و جوایز بسیار نفیسی اهدا شد. آنچه برداشت من از اشعار و کتاب جشنواره بود، این است که به نظر میرسید رقابت در بخش جوان بسیار نزدیک به هم تر از بخش نوجوانان بود. نکته ی جالبی که برای من حادث شد، دیدار سرکار خانم "مریم حقیقت" که از وبلاگ نویسان فعال عرصه ی ادبی میباشند بود که به نظرم اتفاق خوشایندی آمد.

و اما نقطه ی اوج جشنواره برای من!: شام در رستوران "..."!!!!!! نه از جهت شام بودن!!... که به جهت یادآور زیباترین خاطره های من...

 

پینوشت ۱: نقد شعرهایم را بسیار دوست میدارم!




167079


کلیه ی اشعار و متون وبلاگ متعلق به "سمانه اسحاقیان)"میباشد و هر گونه کپی برداری یا استفاده از آن، طبق قوانین حق نشر، پیگرد قانونی دارد


در این بخش از کدهای مختلف مورد نیاز وبلاگ استفاده شده است و تبلیغات گنجانده شده در آن ها مورد تایید یا رد بنده نمی باشد: