جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 15 مهر ماه سال 1386
ترادف پرواز

تو آمدی و دردمندی شعرهایم را

به غزل های بارانی عشق

طراوت ثانیه بخشیدی

و عبور چلچله ی قالیچه ها را

ترادف پرواز

باده ی پشت بام ها را

نوشْ ستاره ی چشمانت دادی

از آینه های بارانی دل

خوشه ی انگور چیدی...

سری به رازقی زدی

و تشویش باغچه را

به عبور پنهانی خزان بخشیدی

کمی ماندی

و ضریح های حادثه خیز نمناکم را

اجابت باران دادی

و...

             کمی که بیشتر بمانی

             مرا پرنده خواهی کرد!

مسافر باران

 

 

پینوشت1: دستانت پر تلاشند...و پنجره ها آبی...


یا انیس من لا انیس له....
----------------------
من دختر مشرق اسطوره ها هستم
از سرزمین انار و آفتاب...
و...
----------------------
"من شاعر نیستم..." فقط قلم به دست می گیرم تا...
----------------------
برای او که باران رخصت باریدنش چشمان اوست...
شناسنامه کامل من...



9486


کلیه ی اشعار و متون وبلاگ متعلق به "سمانه اسحاقی (مسافر باران)"میباشد و هر گونه کپی برداری یا استفاده از آن، طبق قوانین حق نشر، پیگرد قانونی دارد